ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

984

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و يا حالى ( وجد ) اختصاص نيافته بود ، بلكه ابو بكر و عمر ( رض ) پس از رسول خدا ( ص ) پارساترين مردم بودند و بيش از همه كس عبادت مىكردند و هيچ يك از آنان در دين به چيزى اختصاص نيافته بودند كه بخصوص از آن متمايز باشند ، بلكه كليهء صحابه در دين و پرهيزكارى و پارسائى و مجاهده براى مسلمانان رهنمون و سرمشق بودند و گواه بر اين امر [ « سيرتها و اخبارى است كه دربارهء آنان روايت شده است . راست است كه شيعيان بر حسب منقولاتى كه دارند خيال مىكنند على بفضائلى اختصاص يافته است كه ديگر صحابه واجد آن فضائل نبوده‌اند . و اين به پيروى عقايد تشيع آنان است كه بدان معروف‌اند » [ 1 ] . و چنين پيداست كه پس از ظهور يكى از فرق شيعه ، معروف به اسماعيليه و آشكار شدن سخنان ايشان دربارهء امامت و مسائل مشهورى كه بدان مربوط است ، متصوفهء عراق از اين نظريات اسماعيليان يك نوع موازنه ميان ظاهر و باطن اقتباس كردند و امامت را براى سياست خلق در انقياد از شرع قرار دادند و آنگاه قطب را براى تعليم معرفت خدا تعيين كردند ، چه قطب در نظر ايشان بزرگتر عارفان است . از اين رو ويرا از لحاظ تشبيه به امام ظاهرى ، بامر معرفت خدا اختصاص دادند تا در باطن هم پايهء امام باشد و موازنه برقرار شود و او را بدان سبب بكلمهء قطب ناميدند كه مدار معرفت وابسته به اوست و ابدال را از نظر مبالغه در تشبيه بمنزلهء نقيبان قرار دادند . و در اين باره ] [ 2 ] برخى از سخنان اين گروه متصوفه در امر فاطمى گواه است كه چگونه كتب ايشان سراسر مملو از اين گونه نظريات است در صورتى كه متصوفهء پيشين در اين خصوص كلمه‌اى نفيا و اثباتا ياد نكرده‌اند ، بلكه گفته‌هاى اين گروه مأخوذ از سخنان شيعيان و رافضيان و مذاهب ايشان است كه در كتب خود آنها را آورده‌اند . و خدا انسان را به راه راست رهبرى مىكند .

--> [ 1 - ) ] قسمت داخل گيومه در نسخهء خطى « ينى جامع » هست و بقيهء مطالب چاپ « پ » در نسخهء مزبور وجود ندارد و مانند چاپهاى مصر و بيروت است . [ 2 - ) ] تا اينجا در چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست .